الشيخ عباس القمي ( مترجم : راشدى )

95

كحل البصر في سيرة سيد البشر ( سيره و صفات پيامبر اعظم ص ) ( فارسى )

است . « 1 » همچنين ، روايت شده است كه : آن شب نورى مىتابيد كه تمام دنيا را روشن كرده بود و تمامى درختان و سنگ‌ها مىخنديدند و همهء اشيا در آسمان و زمين تسبيح خداى عزّ و جلّ مىگفتند و شيطان رانده شد ، درحالىكه مىگفت : برترين امتها و بهترين خلق و گرامىترين مردم و بزرگوارترين عالم ، محمد است . « 2 » شيخ كلينى از امام محمد باقر عليه السّلام روايت مىكند : چون‌كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ولادت يافت ، مردى از اهل كتاب ( يهودى يا نصرانى ) به سوى بزرگان قريش رفت كه در ميان آنان هشام بن مغيره و وليد بن مغيره و عاص بن هشام و ابو وجزة بن ابى عمرو بن اميّه و عتبة بن ربيعه بودند . آن مرد به آنان گفت : آيا ديشب در ميان شما ، طفلى ولادت يافته است ؟ جواب دادند : نه . مرد يهودى گفت : پس بايد در فلسطين طفلى ولادت يافته باشد . اسمش احمد است و هلاكت اهل كتاب و يهود به دست اوست . اى قريشيان ، شما اشتباه كرديد ! پراكنده شويد و از اين طفل بپرسيد . آن طفل پسر عبد اللّه بن عبد المطّلب است . آنها به دنبال آن مرد اهل كتاب رفتند و او را يافتند و به او گفتند : همانا آن طفل در ميان ما متولد شده است . مرد اهل كتاب گفت : قبل از اين‌كه من به شما بگويم متولد شده بود يا بعد از اين‌كه به شما گفتم ؟ به او جواب دادند : قبل از اين‌كه تو به ما بگويى .

--> ( 1 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 31 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 15 ، ص 274 .